AF
AF یك آریتمی دهلیزی بسیار شایع است كه عمدتاً با افزایش سن مخصوصاً در صورت وجود بیماریهایی از قبیل مشكلات دریچه ای،
فشار خون بالا،
دیابت،
نارسایی قلب و
تنگی عروق قلبی دیده می شود. گاهاً بیماریهایی از قبیل پركاری تیروئید منجر به AF می شوند كه با درمان بیماری، AF برطرف می شود. AF ناشی از چرخش سریع پالس الكتریكی در داخل دهلیزهای قلب می باشد. سرعت حركت این پالس حدود 600 بار در دقیقه است، بنابراین دهلیزها فرصتی برای انقباض مؤثر نداشته و عملاً ساكن می باشند. ساكن بودن دهلیزها باعث بی حركتی خون داخل دهلیزها و در نتیجه استعداد تشكیل لخته داخل قلبی و آمبولی لخته وعوارضی همچون حمله مغزی می شود كه در حقیقت مهم ترین عارضه ریتم AF بوده وبرای پیشگیری از آن باید از
داروهای ضد انعقادی از قبیل
وارفارین استفاده كرد. همه پالسهای ایجاد شده در دهلیزها به بطن های قلب منتقل نمی شوند (در غیر این صورت منجر به
VF و مرگ فرد می شد) بلكه حدود 180-110 پالس در دقیقه از گره دهلیزی- بطنی عبور كرده و در نتیجه ضربان بطن و نبض بیمار در همین حد بوده كه نكته قابل توجه نا منظم بودن چشمگیر ضربان قلبی ایجاد شده است.

مهمترین علامت ایجاد شده توسط ریتم AF احساس طپش قلب می باشد؛ با این حال در مبتلایان به مشكلات دریچه ای و نارسایی قلب ممكن است منجر به تشدید نارسایی قلب و ایجاد علائم تنگی نفس و سرگیجه شود. در صورت وجود تنگی عروق قلبی، ضربان قلب بالا كه در این ریتم ایجاد می شود منجر به درد آنژینی در فرد می شود. ریتم AF در مبتلایان به
سندرم ولف- پاركینسون- وایت (WPW) خطرناك بوده و ممكن است منجر به
VF و مرگ ناگهانی شود.
مهم ترین درمان AF ،
درمان ضد انعقادی برای پیشگیری از تشكیل لخته و حمله مغزی می باشد. در مبتلایانی كه سن كمتر از 70 سال داشته و مبتلا به بیماری های دیگر از قبیل فشار خون بالا، نارسایی قلب، اختلالات دریچه ای، دیابت و ... نمی باشند ممكن است درمان با آسپرین كافی باشد در غیر این صورت بعلت خطر بیشتر آمبولی مغزی، نیاز به درمان با وارفارین می باشد. گاهاً لازم است قبل از شروع اثرات
وارفارین، درمان با
هپارین وریدی در بیمارستان انجام شود.
قدم بعدی در درمان AF برطرف كردن احساس طپش قلب می باشد. جهت این امر از 2 روش درمانی استفاده می شود.
روش اول برطرف كردن ریتم AF و تبدیل آن به ریتم سینوس است كه اصطلاحاً
cardioversion نام داشته و به صورت الكتریكی یا شوك و یا درمان دارویی (آمیودارون، پروكائین آمید و ...) انجام می شود. در صورت برطرف شدن ریتم AF ، ممكن است برای حفظ ریتم سینوس و پیشگیری از ایجاد مجدد ریتم AF نیاز به درمان دارویی طولانی مدت با
داروهای آنتی آریتمیك باشد كه معمولا در این رابطه از داروی آمیودارون استفاده می شود.
روش دوم جهت برطرف كردن علائم، كند كردن هدایت الكتریكی به بطن است. به این ترتیب ریتم AF باقی مانده و با استفاده از داروهای ضد آریتمی از قبیل مهار كننده های سمپاتیك (متوپرولول، آتنولول، پروپرانولول) ویا داروی دیگوكسین ضربان قلب را آهسته كرد. این روش درمانی در بیمارانی كه ریتم AF مقاوم دارند بیشتر مورد استفاده است.
ممكن است بیماران ریتم AF حمله ای داشته باشند یعنی گاهاً ریتم طبیعی و گاهاً ریتم AF داشته باشند بنابراین به صورت موقت دچار طپش قلب می شوند. بعضاً برخی بیماران علیرغم ابتلا به حملات AF دچار علائم نمی شوند و ریتم AF فقط توسط
هولتر قابل تشخیص می باشد. نكته مهم استفاده از
داروهای ضد انعقادی در همه مبتلایان به AF دائم و حمله ای و انواع بی علامت و حتی بعد از
cardioversion می باشد.
در یك روش درمانی نوین با استفاده از امواج رادیو فركانسی عمل پالسهای غیر طبیعی در برخی نقاط دهلیز قلب سوزانده می شود(RF ablation)
در تعداد كمی از بیماران ضربان بالای قلب ناشی از ریتم AF توسط دارو قابل كنترل نبوده و ممكن است به
ablation گره دهلیزی - بطنی نیاز باشد. در این صورت ارتباط الكتریكی دهلیز به بطن قطع شده و در نتیجه پالس های ایجاد شده به بطن منتقل نمی شود. قطعاً بعد از ablation نیاز به تعبیه
پیس میكر بطنی برای حفظ ضربان قلب می باشد. حملات طپش قلب توسط این روش درمانی به صورت كامل و همیشگی از بین رفته و نیازی به داروی ضد آریتمی نمی باشد. با این حال ادامه درمان ضد انعقادی لازم است.